هر صبح

هر صبح
عبور می کنی
از پلک هایم
و در من طلوع می کنی
با رقص خورشیدیت در چشمانم
دستانم به بار می نشیند
از شکوفه های دوست داشتنت

وهزار بادبادک رویا
در آسمان
دلم رها می شود
مست از عطر تو
گنجشک ها زیر پوستم می دوند
تا بخوانند نغمه ماندن را
دیدگاه ها (۷)

باید آنقدر در آغوشت بگیرم که اگر روزی دور بودیم از هم عطر تن...

بر کام‌ِ تلخ زمانه...لبخندِ ملیحِ توصد معجزه رو می کند از ...

.چشمان تووخلاصه ی تمام عاشقانه های جهان است و این سینه ی من ...

#چشم_های_تو اقیانوسی است که ساز عشق را در نگاهم کوک می کندو ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

راستی این ۹ پارته اشتباه گفتم ۱۰ پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط