دیگه مجبور نیستی هر جا که میری ازم اجازه ی رفتن بگیری میش

دیگه مجبور نیستی هر جا که میری ازم اجازه ی رفتن بگیری میشه با هر کی که میخوای بچوشی اصلا هر چی دلت می خواد بپوشی به هر کی میخوای دل ببندی یا با غریبه ها بگی بخندی وقتی دیر میکنی یا میری جایی دیگه نیستم بهت بگم کجایی
دیگه نیستم بهت بگم کجایی نرو تنهام نذار با درد و غم هام اگر چه دلخوری از خیلی حرفام به قرانی که از سایش گذشتم به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام نگو میبینمت یه روز دیگه اخه احساس من اینو نمیگه نمی تونم قبول کنم نباشم ترو خشکت کنه یه مرد دیگه
ترو خشکت کنه یه مرد دیگه خداحافظ همیشه بهتر از من همیشه که یا هرجا سر تر از من توچشات بهترین بودم تو دنیا نمی دیدی اگر چه کمتر از من خداحافظ که رفتم بی بهونه از این خونه دلم بد جوری خونه به جای سر به روی شونه های من تو یادم خاطرات تو می مونه
تو یادم خاطرات تو می مونه اگهکوه طلا واست بیاره اگه دنیارو زیر بات بذاره بازم دستای خالیم خوب میدونن که هیشکی قدمن دوست نداره گلت خشک شد ولی هرگز نمرده زمان بوی تو رو از خونه برده دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم ولی چند ماهه که خوابم نبرده داری میری ولی پیشت می مونم واست هیچی نبودم خوب می دونم ولی من در عوض هر جا که باشم واست تا اخر عمرم می خونم
واست تا اخر عمرم می خونم شاید خیلی چیزا می خواستی اما منم هیچی نداشتم پات بریزم اینقد بغضمو پنهون کردم از تو ازاون روزی که رفتی مریضم قدیما یادمه می رفتی جایی همیشه یه خدا حافظ می گفتی چقد اسون شدم باهات غریبه بازم پشت سرم چیزی شنفتی الان داغی نمی فهمی چی میگم مدیونی اگه یادم بیفتی
دیدگاه ها (۲)

میری تو یه مغازه.یه لباس رو نگاه می‌کنی، قیمتش رو می‌پرسی، م...

رمان قلب در تاریکی

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

هنوز باورش سخته...یه زمانی وسط برنابئو، با اون موهای بلوند و...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

ولی کاری که تو باهام کردی یه ادم با دشمنش این کارو نمیکنهبه ...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۶چند ماه بعدیوناباورم نمی‌شدفقط چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط