من می نویسم از تو، تو می نویسی از من

من می نویسم از تو، تو می نویسی از من
انگار ما دو روحیم، در انحصار یک تن

یعنی خدا برایم، روح تورا فرستاد
روحی که وصل من بود، نزدیکتر ز گردن

چیزی شبیه عشقیم، چیزی شبیه رویا
حتی زبان ما هم، گاهی به وصفش الکن

با قصه ی من و تو، شعری دوباره گل کرد
با ماجرای سیب و مردی کنار یک زن

مردی که عاشقانه از تو نوشت یک عمر
از گونه های سرخت ازچشم های روشن

با اینکه دوری از من با اینکه دورم اما
من می نویسم از تو، تو می نویسی از من
دیدگاه ها (۲)

.....

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت بیست‌وچهارم | پیداش کن...جنگکوک هنوز گوشی شکسته‌ی لیانا...

زیبای کوچک فریبکار

🖤 قراردادِی که واقعی شدTHE CONTRACT | 계약이 현실이 되었다ژانر: دارک ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۰ | ناپدید شد— جونگکوک؟جوابی نیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط