من می نویسم از تو، تو می نویسی از من
من می نویسم از تو، تو می نویسی از من
انگار ما دو روحیم، در انحصار یک تن
یعنی خدا برایم، روح تورا فرستاد
روحی که وصل من بود، نزدیکتر ز گردن
چیزی شبیه عشقیم، چیزی شبیه رویا
حتی زبان ما هم، گاهی به وصفش الکن
با قصه ی من و تو، شعری دوباره گل کرد
با ماجرای سیب و مردی کنار یک زن
مردی که عاشقانه از تو نوشت یک عمر
از گونه های سرخت ازچشم های روشن
با اینکه دوری از من با اینکه دورم اما
من می نویسم از تو، تو می نویسی از من
انگار ما دو روحیم، در انحصار یک تن
یعنی خدا برایم، روح تورا فرستاد
روحی که وصل من بود، نزدیکتر ز گردن
چیزی شبیه عشقیم، چیزی شبیه رویا
حتی زبان ما هم، گاهی به وصفش الکن
با قصه ی من و تو، شعری دوباره گل کرد
با ماجرای سیب و مردی کنار یک زن
مردی که عاشقانه از تو نوشت یک عمر
از گونه های سرخت ازچشم های روشن
با اینکه دوری از من با اینکه دورم اما
من می نویسم از تو، تو می نویسی از من
- ۳۵۷
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط