به اجبار

به اجبار
45



*به نام بنگتن*



ات تهیونگ رفتن خونه بچه ها ات رو سوال پیچ میکردن که جین داد زد
٪بیاید غذاااااااااا
~من رفتم
_برو
منم میرم بخابم
+منم
تهیونگ رفت اتاق خودش ولی وقتی ات رفت زو تخت تهیونگ رفت پیش ات خوابید

ویو صبح ویو ات


بیدار شدم دیدم تهیونگ پیشم خوابیده
_جیغغغغغغغغغغغ
+اخ گوشم
یهو کوک با زیر شلواری با یه چماغ دن هم با یه شلوارک و یه لباس با چاقو اومد تو
&چی شده
=گمونم بعضیا کار دارن
_عععععععععع
تهیونگ شی میشه پاشی گلم بیا بریم صبحونه (نمدونم چرا یاد قسمت نَمیشه اینگار افتادم)
+باشه ولی ات (خمیازه) یکم اینجوری بمونیم تورو خدا (خواب آلود)
_کیوت نکن خودتو باش
#بچه ها این عروسک ببره قشنگه
&خیلی قشنگه یورا جون
_عع تهیونگ تو نگا تو چرا دست یورایی
+اگگگگگگگگ(اداشو در اورد)
_پاشو............
+که گفتی.........




من میخاستم جون به لبتون کنم زیادمون کنید ولی یه عزیزی خیلی اصرار داشت میخای بدونی چی میگه زیادمون کن66 نفر برسیم میزارم
انگشتام داره درد موکونه🥺🥺
دیدگاه ها (۰)

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۲نویسنده:یه ماه همینجوری گذشت ات با یونجون و کای حرف می...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

#ازدواج_اجباری P13پرش به فردا صبح ساعت ۸:۴۵ویو اتبا سردرد شد...

مربی موتور سوار

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط