زندگی همیشه با لبخند شروع میشه
_ زندگی همیشه با لبخند شروع میشه،
با خیالهای ساده لوحانه ای که حقیقی
به نظر می آیند.
من هم باور کرده بودم…
باور کرده بودم دنیا همون قدر مهربونه که تو تمام قصه هام مینوشتم؛
همون قدر ساده و زیبا.
از آن روز به بعد
زندگی شبیه اتاق نیمه تاریکی شد
که هرچقدر جلو میرفتم
چیزهای بیشتری را گم میکردم...
اما شاید همین گم کردن هاست
که آدم را وادار میکند
خودش را دوباره پیدا کند؛
نه آنطور که بوده،
بلکه آنطور که مجبور است باشد.
با خیالهای ساده لوحانه ای که حقیقی
به نظر می آیند.
من هم باور کرده بودم…
باور کرده بودم دنیا همون قدر مهربونه که تو تمام قصه هام مینوشتم؛
همون قدر ساده و زیبا.
از آن روز به بعد
زندگی شبیه اتاق نیمه تاریکی شد
که هرچقدر جلو میرفتم
چیزهای بیشتری را گم میکردم...
اما شاید همین گم کردن هاست
که آدم را وادار میکند
خودش را دوباره پیدا کند؛
نه آنطور که بوده،
بلکه آنطور که مجبور است باشد.
- ۲.۲k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط