زندگی همیشه با لبخند شروع میشه

_ زندگی همیشه با لبخند شروع می‌شه،
با خیال‌های ساده ‌لوحانه ای که حقیقی
به نظر می آیند.
من هم باور کرده بودم…
باور کرده بودم دنیا همون‌ قدر مهربونه که تو تمام قصه ‌هام می‌نوشتم؛
همون قدر ساده و زیبا.
از آن روز به بعد
زندگی شبیه اتاق نیمه‌ تاریکی شد
که هرچقدر جلو می‌رفتم
چیزهای بیشتری را گم می‌کردم...

اما شاید همین گم‌ کردن‌ هاست
که آدم را وادار می‌کند
خودش را دوباره پیدا کند؛
نه آن‌طور که بوده،
بلکه آن‌طور که مجبور است باشد.
دیدگاه ها (۱)

۱۰۰ تاییمون مبارککک🥹💞

رفتن! سخته اما بعضی وقت ها لازمهخیلیا از زندگیمون میرن اما ی...

_ یه روز با یکی آشنا میشی که مهم نیست چقدر ازت فاصله داره ،م...

زندگیه دیگه؛ گاهی خسته‌ت می‌کنهخیلی خسته‌ت می‌کنه،اونقد که د...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

Part. 12 Trustدقیقا چه اتفاقی افتاده بود ؟؟..از دور نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط