ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشم

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشم
زخمه بر تار دلم زن که در آری به خروشم...
من زمین گیر گیاهم، تو سبک سیر نسیمی
که به زنجیر وفایت نکشم هرچه بکوشم...
تو و آن الفت دیرین ،من و این بوسه شیرین
به خدا باده پرستی ، به خدا باده فروشم...
دیدگاه ها (۲)

ننوازی به سرانگشت مرا"ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشم...زخمه بر تار دلم زن که در آ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

آهو ننوازی به سر انگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط