فرشته کوچولو من

فرشته کوچولو من
پارت ۴۹
[ویو هارین]
از تخت پایین رفتم و به سمت در رفتم دستگیره در
بالا پایین کردم قفل بود
فکنم قرار زندانی بمونم...از حس زندانی بودن بدم میاد
به سمت حموم رفتم و دوش گرفتم و یکم میکاپ کردم
روی تخت نشستم که در باز شد
به در نگاه کردم که آجوما وارد شد و سینی غذایی گذاشت روی
میز و سریع از اتاق خارج شد و در قفل کرد
رفتم نشستم و یکم غذا خوردم
هر طور شده باید قوی بمونم
بعد از خوردن رفتم روی تخت دراز کشیدم
و یکم خوابیدم
--------------------------------
با صدای باز شدن در اتاق بلند شدم بازم آجوما بود
سینی غذایی گذاشت و اون یکی سینی برداشت
ساعت ۱۲ ظهر بود
قبل که آجوما از اتاق خارج بشه ازش سریع پرسیدم
هارین: تا کی اینجوری می گذره
آجوما: تا وقتی که ارباب بخواد
تا خواستم چیزه دیگه ای بگم سریع از اتاق خارج شد
اوف...چرا اینقدر یهو جونگ کوک بی انصاف شد
غروب شده
با کلی بدبختی امروز گذروندم
صدای ماشین داخل حیاط پیچید از بالکن نگاه انداختم
جونگ کوک بود
دوباره رفتم سر جام نشسم
و روی تخت دراز شدم
انتظار داشتم جونگ کوک الان بیاد داخل اتاق و چیزی بگه
یا عصبی بشه ولی نیومد
چشمام روی گذاشتم و به خواب رفتم
[ ۴ روز بعد]
دیدگاه ها (۱)

فرشته کوچولو من پارت ۵۰ [ویو هارین]چهار روز همون طور گذاشته ...

فرشته کوچولو من پارت ۵۱ [ویو جونگ کوک]الان چهار روز هارین زن...

فرشته کوچولو من پارت ۴۸ [ویو جونگ کوک]روی مبل لش کرده بودم س...

فرشته کوچولو من پارت ۴۷ [ویو جونگ کوک]خوب هدف هارین از کاراش...

کودک پدر پارت 2ویو ات: لباسمو تنم کردم و به نشانه قهر رفتم ر...

پارت ۲ویو ا.ت رسیدیم خونه و از ماشین پیاده شدیم رفتیم داخل م...

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط