عطر تنت روی پیراهنم مانده...

عطر تنت روی پیراهنم مانده...
امروز بوییدمش عمیق, عمیق!
با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم! و به یاد آوردم که دیگر تنت سهم دیگری ست...
و غمت سهم من!
دیدگاه ها (۲)

مادرم نیست

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

رمان تهیونگ

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_6ویو میراچند روز بعد...ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط