روی لبم اسم تو دمساز شد

روی لبم اسم تو دمساز شد
در سر من شور تو آغاز شد
اشک قلم در دل دفتر چکید
مرغ غزل عاشق پرواز شد
عطر تو پیچید درون ِ حیاط
پنجره‌ی حوصله‌ام باز شد
تا بزند مرغ دلم، فال عشق
رقص کنان عازم شیراز شد
خوب‌ترین شعر که آمد به چشم
سینه‌ی من صحنه‌ی آواز شد
دیدگاه ها (۶)

و من به انتظار آمدنتپیراهنی سرخ به تن خواهم کرددر میدان شهر ...

آتشی افکنده بر دل یارِ منصبرِ بر آتش شد اکنون کارِ مندَم فرو...

به وفاداری ات ای ماه من ایمان دارمحيف باشد بروی بسته ی اغیار...

✔️فانوسِ شب آویزِ فراموشیِ اویمدیوانه ی لبخندِ بناگوشیِ اویم...

🌱🍃 #صبح،چشم گشودو کودکِ درونِ من،در قابِ پنجره‌یِ اتاق،به دن...

The sweetness of the pink lilies of her life

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط