همسایمون هر دفعه میخواست بیاد خونمون،دمِ در صدبار میگفت:ی

همسایمون هر دفعه میخواست بیاد خونمون،دمِ در صدبار میگفت:یالا....
یه بار انقدر گفت که داداشم شاکی شد،داد زد:بیا توو.....منم چادر سرمه"!!!!!"
دیدگاه ها (۷)

حاجی برایہ مدرسہ باید یہ فرم پر میکردم از مای مدیو اما اون ف...

رومان قطره قرمز (پارت 6)

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

ترکم نکن

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط