من که در تُنگ برای تو تماشا دارم

من که در تُنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم

با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

چیزی از عمر نمانده است، ولی می خواهم
خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۲)

من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

#من‌که‌در‌تُنگ‌برای‌تو‌تماشا‌دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا د...

#من_که_در_تُنگ_برای_تو_تماشا_دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا د...

من کـه در تُنـگ بـرای تــو تـمـاشـا دارمبـا چـه رویی بنـویـس...

من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

#شعر 🌊من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم در...

من که دل تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط