مرا وامی است درگردن

مرا وامی است درگردن
که بسپارم به عشقش جان
ولی نگزارمش تااز
تقاضا ممتحن باشم

چو زندانم بودچاهی
که در قعرش بود یوسف
خنک جان من آن روزی
که درزندان شدن باشم

مولانا
دیدگاه ها (۱)

من بی تو دمی قرار نتوانم کرداحسان تو را شمار نتوانم کرد گر ب...

‍سلام صبحتان به طراوت باراندلتان‌ به ‌پاکی نسیم‌ صبحگاهیخوشه...

ﺷﻤﺲ ﺗﺒﺮﻳﺰ! ﺑﺠﺰ ﻋﺸﻖ ﺯ ﻣﻦ ﻫﻴﭻ ﻣﺠﻮﺯﺍﻥ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺩﺳﺨﻦ ﺟﻮﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﺩﺍﻥ ﺑ...

نازنین خدای من!همه ‌روز برای همهعزیزانم عشق، سلامتی،آرامش ‌و...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

آیا این تصویر، شمایل واقعی امام رضا علیه‌السلام است؟روایتی ع...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

مرا وامی است در گردنکه بسپارم به عشقش جان...

مرا وامی است در گردنکه بسپارم به عشقش جان...#مولانا❣ @sayero...

چه خوشی عشق چه مستیچو قدح بر کف دستیخنک آن جا که نشستی خنک آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط