بگو: بگو، در روزگاره قحط لبخند ، غمت رامیفروشی دانه ای چن

بگو: بگو، در روزگاره قحط لبخند ، غمت رامیفروشی دانه ای چند؟بیا بالاتر از باران بگرییم .غریبانه در آغوش خداوند
دیدگاه ها (۵)

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

خدا را در خود آ

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط