بی خیال....

بی خیال....
از عشق برایم نگو...
بهانه ات را بیاور که منتظر شنیدن آنم....
تو هنوز کتاب عشق را نخوانده ای و آمده ای به سراغ صفحه ی آخرش.....
تو هنوز باران عشق را ندیده ای و زیر آفتاب نشسته ای به انتظار باریدنش....
اول بیا....
بعد بگو میخواهی بروی....
تو هنوز نیامده داری میروی و مرا با خاطرات نداشته ات تنها میگذاری...
تو یکروز آمدی چون میخواستی...
بودی چون میخواستی...
رفتی چون میخواستی....
فقط نمیدانم من کجای خواستنت بودم که اینهمه تنهایم
دیدگاه ها (۰)

خیلی از کپشن هایی که آدم توی پیجش میزارهریشه در زندگی حقیقیم...

بعضی روزها آدم حس میکندخدا دستش را می گیردمقابل غم ها..میگوی...

گاهی وقت ها بیشتر از اینکه با کسی زندگی کنیمبا خیالش زندگی ک...

عاشقانه

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادی، گفتی که با من همیشه ...

دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادیگفتی که با من همیشه چشم...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی!نامه ای خیس به دستم برسانی برو...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی! نامه ای خیس به دستم برسانی بر...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی؟نامه ای خیس به دستم برسانی برو...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی       نامه ای خیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط