و اشک...
و اشک...
و خاطراتی مبهم از گذشته...
و احساسی که ماند در کوچه های خیس سادگی ام...
فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود..
خواب کودکانه ی من...
و تو ماندی در خاطرم..
بی آنکه تو را...!
چقدر سخت است که با آشناترینت بیگانه باشی...
بعد از این همه....
قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم...
و خاطراتی مبهم از گذشته...
و احساسی که ماند در کوچه های خیس سادگی ام...
فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود..
خواب کودکانه ی من...
و تو ماندی در خاطرم..
بی آنکه تو را...!
چقدر سخت است که با آشناترینت بیگانه باشی...
بعد از این همه....
قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم...
- ۲۱۴
- ۱۸ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط