شد شد ...

شد شد ...
نشد يک ون می خرم،
می‌روم و هرگز هم به این‌جا بر نمی گردم ...
دیدگاه ها (۱)

ما انسانها بی پروا شده بودیم!مغرور و طغيانگر؛تا اينكه ذره ای...

خسته‌ام، خیلی خسته... حوصله‌ی هیچ چیز و هیچ‌کس را ندارم، دلم...

آنقدر کلافه‌ام... که ساکت ماندمچون آب، درون برکه راکد ماندمب...

آری ...

گوربا ببینید

می گفت اذیت کنی برات خوراکی نمی خرم ولی همیشه می خرید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط