اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چ

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم… فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو.
دیدگاه ها (۳)

ازم پرسید: تا حالا عاشق شدی؟ گفتم آره.. گفت چند بار؟ گفتم یک...

سلام بابای عزیزمسلام مامان گلمخیلی دلم براتون تنگ شده،اندازه...

ﺩﺭﺁﺧﺮﻳﻦ ﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ : ﻫﺮﭼﻪ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﺭﻭﺡ - ﻫﺮﭼﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﻝ - ﻫﺮﭼﻪ ﺗﻘﺪﻳ...

شکستن دل، به شکستن استخوان دنده می ماند... از بیرون همه چیز ...

...

ادامهههه

#تاج_و_طوفانپارت ۱۱۸: اولین ضربهغروب شده بود.سوآ کنار پنجره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط