خــــــــــــــــدایا : بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین

خــــــــــــــــدایا : بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم بابت هر صبحی که بی سلام تو آغاز کردم بابت لحظات شادی که به یادت نبودم بابت هر گره ای که به دست تو با شد و من به شانس نسبت دادم بابت هر کرده ای که به دست خودم کور شد و مقصر تو را دانستم مرا ببخــــــــــــــــش کــــــمکم کن که بفهمم، تو کـــنار منی نه روبروی مـــــن ...
دیدگاه ها (۲)

#Criminal love#

Destiny part 6

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_10دستشو کشیدم به سمت اتاق بر...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

★彡   Part 29 彡★ کتم رو مرتب کردم و لیوان رو بالا بردم."به سل...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط