تو باشی

تو باشی
و
یک هوای بارانی
چتر نیازی نیست،
بگذار باران
عطر بودنت را
در هوای شهر پخش کند
زینب_هاشم_زاده
دیدگاه ها (۱)

آرامش یعنیحروف اسم توکه برایِ تلفظش مکث میکنمتا لذتِ یادِ "ج...

لیلی زیر درخت انار نشست ...درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سر...

چشم مستت از غزل دیوانه می سازد مرا مستیت در شاعری ...

تو دنیایی که کلی آدم هستتو باشی نیازی به کسی نیست :)(𝓜)

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط