بار دیگر دل شود عاشق ،کبابش می کنم

بار دیگر دل شود عاشق ،کبابش می کنم
کوه یخ باشد اگر ،با شعله آبش می کنم

خون اگر بالا بیارد روز و شب از دوری ات
دل اگر بر دست و پام افتد،جوابش می کنم

هی کند شب زنده داری با خیالِ ناکسی
می برم یک گوشه ای با چوب،خوابش می کنم

بعد از این افسار ما اُفتد اگر در دست دل
قطعه قطعهِ می کنم دل را،عذابش می کنم

تا شدم وابسته ات،رفتی و ما را پس زدی
ِلحظه ای یادت کند دل، آسیابش می کنم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

توی سوز و وحشتِ سرما چشیدی فقر را؟توی تابستان و یا گرما چشید...

درد دارُم که مرض دار ندارهِ بخداتیرکاری تِیَلِت هیچ ندارهِ د...

تا شدم وابسته ات،رفتی و ما را پس زدیلحظه ای یادت کند دل، آسی...

تا شدم وابسته ات،رفتی و ما را پس زدیلحظه ای یادت کند دل، آسی...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا(ع) 🖤دل‌های بی‌قرار، در سوگ ...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

پارت اول

dark life = 27

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط