عادت ندارم

عادت ندارم
درد دلم را،بہ همہ بگویم!
پس خاڪش مے ڪنـــــم زیر چہره خندانـــــم
تاهمـــــہ فڪر ڪنند
نہ دردی دارم
و نہ قلبـــــے
دیدگاه ها (۲)

نیلز

همیشه دوستت خواهم داشتمادر کودکش را شیر می دهدو کودک از نور ...

از مـن گـذشت..آنقدر آرام و بی صـدا ..که هیچ وجدانی بیـدار نـ...

↻مـےفهمــیـــدمـ ڪہ حـسـ منـ واسـتـ بے ارزشـہ قـربـونـ خـدا...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

❤️❤️دارو و دوست!هر دو دردها را تسکین می‌دهند...با این تفاوت ...

عاشقانه های شبنم

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

طبیعت

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط