زود بود

زود بود
تا
بفهمم
درد یتیمی را بابا...!
آخر، من
اینجا
بدون تو چگونه نفس بکشم ؟
با زخم زبان ها چه کنم
بابای قهرمان!
دیدگاه ها (۲)

من‌هیچوقت‌یادم‌نمیره‌که‌تو‌کاری‌کردی‌تا‌صبح‌جوری‌گریه‌کنم‌که...

وقتی ازم برای اولین بار پرسیدن قهرمان زندگیت کیه؟بدون مکث اس...

عشقِ تومثلِ هوایِ دَمِ صبح است،تازه ام می کند!کافیست کمی تو ...

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

سلامبرشما

ببخشید که دیر شد

نه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکی، تا دیدارت كنمو نه از آن م...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

موقعیت : ارام توی هر سن ~★اس اول : ارام ۸ ساله : من هنوز این...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط