نینجای سایه )) فصل 2 قسمت 10 نینجای ناشناخته

نینجای سایه )) فصل 2 قسمت 10 نینجای ناشناخته
شینیکو از تو سیاه چاله بیرون امد و دید که تو جنگل دیگه انرژیم نداشت که یک سیاه چاله دیگه درست کنه کلی خون ازش رفت بود ناگهان همان مومیایی به طرفش حمله ور شد شینیکو رو اینور و اونور پرتاب میکرد بعد یک نینجای سیاه امد و مومیایی پرتاب کرد روی یک درخت و شینیکو رو بغل کرد و رفت . شینیکو پاشد دید یک نینجا بالای سرش ترسید و گفت که تو کی هستی نینجا ماسکشو در اورد و شینیکو دید که نیروشیما است گفت توهم نینجا بودی نیروشیما گفت استاد منو بزرگم کرد قبل از اینکه تو بیایی بعد اینکه تواومدی به من گفت که هواسم به تو باشه و حالا هم که سالمی ناگهان یک صدا از بیرون کلبه ی چوبی امد نیروشیما گفت من میرم و تو از زیر زمین فرار کن من تا میتونم جولوشونو میگیرم تا اومد شینیکو بگه نه نیروشیما گفت به نیروما بگو دوستش دارم و رفت بیرون وجنگید و دیگر هیچ صدایی نیامد شینیکو هم رفت که ناگهان یک موشک وسط کلبه خورد و منفجر شد ...
دیدگاه ها (۱)

𓆩 پارت ۴۱ 𓆪 🖤🥀ات یک قدم عقب رفت.— امکان نداره...مرد از تاریک...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

پارت چهارم: انبار رز سیاه 🥀🖤چند ساعت بعد، انبار قدیمی در سکو...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت پنجم: برخوردِ سرد در راهرویِ...

دامیان از فروشگاه اومد بیرون و دید آنیا هیچ جا نیست برای یک ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۵ | «انگار همیشه ...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌ونهم | دخترممرد چند قدم جلو آمد.لانا با ...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط