بیا و با من تنها، دوباره خلوت کن

بیا و با من تنها، دوباره خلوت کن
مرا به هرچه نباید دوباره دعوت کن
من و تو غربتمان از فراق یکدگر است
بیا به جای جدایی به صبر عادت کن
کسی به حال من و تو دلش نمی‌سوزد
به طعنه‌های رقیبانِ خویش، دقت کن
من از تو دل نبریدم، اگر به من باشد
ببین چگونه شکستم، خودت قضاوت کن
همیشه دست مرا با سکوت می‌خوانی
بگیر دست مرا با سکوت صحبت کن
دیدگاه ها (۶)

عاشقانه های شبنم

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

forced by your side به اجبار کنار تو part:13پرش زمانی اتاق ج...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۱ | «انتخاب جیا»...

Anya x Damian پارت۵۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط