تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره

بهش گفتم ببخشید خانوم

گفت : درد و ببخشید زهر مار و ببخشید :|

آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه

منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین :|

خدا شاهده می خواستم بگم بند کفشت بازه
دیدگاه ها (۴)

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:26اون..اینجا چیکار داشت ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 185♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

خب...بر خلاف روز های دیگه خالتون امروز سرحال نیست..امروز با ...

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط