Cruel Love

Cruel Love
.پارت ۲
.که ، جونگکوک گفت:میشه اتاقم رو نشون بدین
.مامان: معلومه پسرم ، آنجلینا به جونگکوک اتاقش رو نشون بده
آنجلینا باشه ای گفت و با جونگکوک به طرف اتاق حرکت کردن از پله ها بالا رفتیم رسیدیم به اتاقش که دقیقا چسبیده به اتاق من رفتیم داخل درو بستم و چمدونارو گذاشت من وایساده بودم نگاش میکردم تا
اینکه سر حرف رو باز کردو گفت:
جونگکوک:چخبرا خانوم کوچولو
آنجلینا :هیچی چیز خاصی نیست
جونگکوک:دوست داشتم وقتی اومد طعم لبات و بچشم (نیشخند)
آنجلینا: چ چی( با تعجب)
جونگکوک همینطور میومد جلو آنجلیناهم با تعجب و ترس می‌رفت عقب تا اینکه خرد به دیوار جونگکوک طوری نزدیک ش بود که بدنشون کاملا چسبیده بود جونگکوک سر شو خم کرد و نزدیک صورت آنجلینا برد لباش رو آروم رو لب آنجلینا گذاشت چشماش رو بست و با لذت تمام میمکید آنجلینا هم هی به سینه جونگکوک ضربه میز تا اینکه بعد چند مین نفس آنجلینا بند اومد محکم کوبید تو سینه کوک که متوجه شود و از لبای آنجلینا دست کشید نفس نفس زنان گفت :
کوک :لبات طعم توت فرنگی میده
آنجلینا بهت زده به جونگکوک زل زده بود که صدای مامان از پایین اومد: آنجلینا کوک بیاین غذا ،جونگ کوک با نیشخند گفت:
کوک :حیف که وقتش نیست وگرنه لذتش بیشتر بود
اینو گفت و از اتاق اومد بیرون منم چند مین بعد اومدم بیرون رفتم سر میز کناره لارا و جونگکوک نشستم چون جای دیگه ای نبود غذا رو شروع کردیم داشتم غذا میخوردم و به اتفاقی که چند مین قبل تو اتاق اتفاق افتاد فکر میکردم که دستی روی رون پام حس کردم جونگکوک بود از زیر میز دستشو پس زدم اما دوباره گذاشت مجبور بودم همونجور ی غذا مو بخورم با زور غذا رو خوردم و پاشدم به مامان گفتم که خستم و رفتم اتاقم لباس هامو عوض کردم و موهامو بافت کردم روتین پوستی قبل خواب هم انجام دادم و رفتم رو تخت دراز کشیدم و داشتم به اون بوسه فکر میکردم هزار تا سوال تو ذهنم بود ولی نمی‌تونستم به کسی بگم همینطور داشتم فکر میکردم تا اینکه چشام کم کم گرم شد و سیاهی

چون پارت های اوله تا پارت پنجم شرایط ندارم اما بعدش داره
ببخشید اگه کم یا اشتباه بود .
دیدگاه ها (۰)

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

چند پارتی

Love&HateP.4"ویو هانا"وقتی که رفتم دفتر مدیر یه دسته گل رو م...

مافیای من

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒 وسط برگه از شدت فشار مداد مشکی سوراخ ش...

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۱۵ دقیقه ی شب_جونگکوک:بعد از ۱۷ ساعت کار و د...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart:9ویو شب جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط