خسته و کوفته میاد خونه

خسته و کوفته میاد خونه
آروم کلیدو تو در میچرخونه
وتو مث هر شب انتظارشو میکشی
میبینی بی حوصله بهت سلام میکنه
تنها حرفی که میزنه:
من یه دوش می گیرم می خوابم
خونه تو سکوت مطلق فرو میره!
حتی صدای تیک تاک ساعتم دیگه شنیده نمیشه!
بی هیچ حرفی بری
ناراحت میشی
عصبانی
حرص میخوری
با خودت زیر لب میگی
به من چه- کوه که نکنده- سر کار بوده-حوصله نداره نداریم
میشینی رو مبل ولی باز
بلند میشی و میری تو آشپزخونه
لیوان شیر شکلات رو پر میکنی و میزاری رو میز
با خودت میگی می زارم رو میز!
خودِ خستش تنهایی بخوره!!!
دوتا دست رو دور کمرت حس میکنی
سرتو برمیگردونی
هنوز اخم تو صورتته
داره میخنده و میگه
کِی دیدی من بدون تو لیوان شیر شکلاتمو سر بکشم!!!؟
جواب نمیدی و هنوز اخمالویی
بزنه زیر خنده و بگه
آخه قهرم بلد نیستی .. من که می دونم دلت برام تنگ شده
بغلت کنه و بلند داد بزنه
دیـــــــــوونــــــــــه تو واسه من همه دنیاییــــــــــــــ
بخندی بلند بخندی بخنده بلند
دیدگاه ها (۵۷۳)

بچه ها خیلی جالبه حتما امتحان کنیداگه خوشتون اومد لایک کنیین...

چطوره♥♥

مخاطب خاص اگه خاص باشه....لازم نيس تو دور و برشواز اين و اون...

چطوره♥♥

پارت ۱ساعت ۸ و ۱۷ دقیقه عصر_جونگکوک:نشسته بودم تو گیم نت و ا...

💙در نهایت یه روزی يه جايی ميفهمی که هر بحثی ارزش اینو نداره ...

پارت ۷ساعت ۱۲ ظهر_جونگکوک:همینطور نشسته بودم رو یکی از کاناپ...

چند پارتی

پارت 15چند ماه از اون شب گذشت، رزا تو این مدت تنها کاری که م...

رمان بهترین من،پارت۳☆ساعت 12:00دازای میره تو خونه ی چویا*چوی...

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط