تیغه ی تبر همیشه سهم ساقه های من بود

تیغه ی تبر همیشه سهم ساقه های من بود
تو شب شهر فرنگی قسمتم تنها شدن بود
میدونستم که زمستآن ختم قصه ی درخته
اما تنهایی شکستن خیلی سخته خیلی سخته
دیدگاه ها (۳)

تو دنیایی که جای آرزوهاست / کسی جز تو منو عاشق نمیخواد بیا ت...

آدم وقتی یه حس تکرارنشدنی رو با یکی تجربه میکنه ، دیگه اون ح...

شنیـــدم با دلم قهـــری ,ولی یــادت هنوز با مـــاست ...تو ای...

نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده امدیگر آنقدر کوچک نیس...

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

(Verse 1)I am the sun, burning in endless daysمن خورشیدم، پر...

The Price of Beingفصل اول _ یک شروع تلخ * "part 1"ب...

چندپارتی جین

از ترس تا اعتمادpart: 5 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط