امروز از کنار چندتاپسر داشتم رد میشدم،

امروز از کنار چندتاپسر داشتم رد میشدم،

یکیشون گفت؛ خانوم! " افتاد "!

منم با تعجب رو زمین رو نگاه کردم، دیدم برگشت گفت:























" مهرت به دلم"...!!!

نخندین بهش،
والا خودم موندم باید چی جوابشو بدم،استعدادش توو حلقم.
دیدگاه ها (۱۱)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۴ پارتکنار جینا نشسته بودم...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

P8 .MY GOOD MISTAK.

سرنوشت(ویو من)بعد از صبحونه، دوباره رفتم توی اتاق.همه‌چیز مث...

Wedding night

روباه کوچولوی من پارت چهارده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا از اون...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒صبح روز بعدمانیا وارد اتاق جیمین شد+ صب...

سناری:مرگ پنهان/پارت¹⁰**ایزوکو**آروم چشمامو باز کردم. سرم در...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت4ویو اتامروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط