سوار تا كسى بودم دختره بغل دستم نشسته بود يه بسته ادامس ا

سوار تا كسى بودم دختره بغل دستم نشسته بود يه بسته ادامس از تو كيفش در اورد يكى خودش خورد يكيم داد به من بعد يه لبخند زدو يه تيكه كاغذ گذاشت تو جيبم و رفت وقتى رفت كاغذو از تو جيبم در اوردم نوشته بود جون مادرت مسواك بزن :-D
دیدگاه ها (۱)

مثلث عشقی من پارت ۱۸:ا/ت ویو حوصلم سر رفته بود برای همین رفت...

I Love you too...but I don't know...How can I say this...to ...

رمان عشق ممنوع

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

شاهزاده دوست داشتنی من

the lost leaves/رمان جیمین

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

چند پارتی

star key ring: 5

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط