در نبودن من هیچ اتفاقی نخواهد افتاد
در نبودن من هیچ اتفاقی نخواهد افتاد
خورشید هر روز صبح طلوع خواهد کرد ...
فصل ها می آیند و می روند
بعد از مدتی مادرم را مجبور می کنند لباس مشکی اش را در بیاورد
و صورت پدرم را اصلاح می کنند
کمی بعد تر از آن ها ،
بالاخره خواهرم از روی تخت من بلند خواهد شد
و باور می کند
بدون من آب از آب زندگی تکان نخواهد خورد !
بعد از من هیچ چیز تغییر نمیکند
فقط آبان زیباییش را از دست می دهد
و هیچ دختری آبان را به یاد ٨٩ اش جشن نخواهد گرفت
وقتی بروم همه چیز همچنان عادی می ماند
همه چیز ...
من با خیال راحت میروم
فقط بغض یک دوستت دارم
حتما گلویم را قبل از مرگ خفه کرده
فقط یک مرد از باران متنفر خواهد شد
دیگر پیانو نخواهد نواخت !
دیگر موهایش را صاف نمی کند
سرمه ایی نمی پوشد
شاید برای مدتی ...
اما ...
اما برای تنها چیزی که دلهره دارم
شوخی گرفتن دوستت دارم هایت است !
اذیت کردن و سر به سر گذاشتن هایم
فقط کمی نگران پاهایم هستم
که دیگر سرت را رویشان نخواهی گذاشت
نگران انگشتانی که موهایت را نوازش نخواهند کرد
و یک لعنتی احساساتی که به او قول داده بودم
مخفیانه تا آخر برایش بمانم
که به هیچ کس نگفتمش !
ناراحتت می کنم
مثل همیشه
اما تو باز صبوری
گریه می کنم
عین بچه ها اما تو باز می گویی
خوش به حالم که دارمت
خوش به حالت که مرا داری ..
خوش به حالت که بغض هایم پیراهن تو را تر می کند !
من از تمام کسانی که به تو حسادت می کنند بیزارم
از کسانی که حتی در رویاهایشان هم نمی توانند شبیهت باشند ...
دیوانه ترینِ من ،
اگر بروم دلم پیش تو می ماند
پیش راز های دو نفره ی همه ی
این سال هایمان
وگرنه رفتن که ترس ندارد
این که خوب می دانی کسی شبیه من برایت ترانه نخواهد گفت
اینکه می دانی
کسی به خاطر تو همه ی دنیا را دور نخواهد ریخت ...
هیچ وقت مثل تو صبور نبودم
به اندازه ی تو عاشق نبودم
اعتماد نکردم
من هیچ وقت پا به پایت آغوش نبودم !
اگر بروم فقط یک قلب از جهان کم می شود
یک قلبی که پر از عکس های پخش نشده است
پر از معرفی های نشده
پر از نبودن ها و بودن های یواشکی
بگذار اعتراف کنم
در آخر این همه تلخی
که دروغ گو ترین بوده ام
در تمام این سال ها
که دست بودنت را رو نکرده ام
که به غبطه ها خندیدم
و نگفتم دارمت
مرا ببخش می دانم
که ناراحت ترین قلب عاشق را حمل می کنی
ببخش
چون بعد از رفتنم غیرعادی ترین اتفاق زمین خواهی بود !
من خوب می دانم گلوله ام را به کجا شلیک کرده ام ...
خورشید هر روز صبح طلوع خواهد کرد ...
فصل ها می آیند و می روند
بعد از مدتی مادرم را مجبور می کنند لباس مشکی اش را در بیاورد
و صورت پدرم را اصلاح می کنند
کمی بعد تر از آن ها ،
بالاخره خواهرم از روی تخت من بلند خواهد شد
و باور می کند
بدون من آب از آب زندگی تکان نخواهد خورد !
بعد از من هیچ چیز تغییر نمیکند
فقط آبان زیباییش را از دست می دهد
و هیچ دختری آبان را به یاد ٨٩ اش جشن نخواهد گرفت
وقتی بروم همه چیز همچنان عادی می ماند
همه چیز ...
من با خیال راحت میروم
فقط بغض یک دوستت دارم
حتما گلویم را قبل از مرگ خفه کرده
فقط یک مرد از باران متنفر خواهد شد
دیگر پیانو نخواهد نواخت !
دیگر موهایش را صاف نمی کند
سرمه ایی نمی پوشد
شاید برای مدتی ...
اما ...
اما برای تنها چیزی که دلهره دارم
شوخی گرفتن دوستت دارم هایت است !
اذیت کردن و سر به سر گذاشتن هایم
فقط کمی نگران پاهایم هستم
که دیگر سرت را رویشان نخواهی گذاشت
نگران انگشتانی که موهایت را نوازش نخواهند کرد
و یک لعنتی احساساتی که به او قول داده بودم
مخفیانه تا آخر برایش بمانم
که به هیچ کس نگفتمش !
ناراحتت می کنم
مثل همیشه
اما تو باز صبوری
گریه می کنم
عین بچه ها اما تو باز می گویی
خوش به حالم که دارمت
خوش به حالت که مرا داری ..
خوش به حالت که بغض هایم پیراهن تو را تر می کند !
من از تمام کسانی که به تو حسادت می کنند بیزارم
از کسانی که حتی در رویاهایشان هم نمی توانند شبیهت باشند ...
دیوانه ترینِ من ،
اگر بروم دلم پیش تو می ماند
پیش راز های دو نفره ی همه ی
این سال هایمان
وگرنه رفتن که ترس ندارد
این که خوب می دانی کسی شبیه من برایت ترانه نخواهد گفت
اینکه می دانی
کسی به خاطر تو همه ی دنیا را دور نخواهد ریخت ...
هیچ وقت مثل تو صبور نبودم
به اندازه ی تو عاشق نبودم
اعتماد نکردم
من هیچ وقت پا به پایت آغوش نبودم !
اگر بروم فقط یک قلب از جهان کم می شود
یک قلبی که پر از عکس های پخش نشده است
پر از معرفی های نشده
پر از نبودن ها و بودن های یواشکی
بگذار اعتراف کنم
در آخر این همه تلخی
که دروغ گو ترین بوده ام
در تمام این سال ها
که دست بودنت را رو نکرده ام
که به غبطه ها خندیدم
و نگفتم دارمت
مرا ببخش می دانم
که ناراحت ترین قلب عاشق را حمل می کنی
ببخش
چون بعد از رفتنم غیرعادی ترین اتفاق زمین خواهی بود !
من خوب می دانم گلوله ام را به کجا شلیک کرده ام ...
- ۷.۴k
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط