تکیه می خواهم ولی چیزی به جز آوار نیست

تکیه می خواهم ولی چیزی به جز آوار نیست
شانه هایِ هم دلی در گوشه ی دیوار نیست

در کنارم من نشستی و ولی دوری ز من
گاه نزدیکی دلیلِ خوش دلی با یار نیست

چشم هایت جار دارد می زند با دیگری
طرز رفتارِ تو با من قابلِ انکار نیست

گاه عادت می کنی باشد کنارت یک نفر
بودنِ از روی عادت هم به جز آزار نیست

خوب می دانی که دارم می شوم بازیچه ات
گرم عشقم،هیچ قلبِ عاشقی هشیار نیست
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

تکیه می خواهم ولی چیزی به جز آوار نیستشانه هایِ هم دلی در گو...

ای دل این لحظه ی دیدار چه سودی دارد؟وقت بی کاری دلدار چه سود...

تکیه می خواهم ولی چیزی به جز آوار نیستشانه هایِ هم دلی در گو...

تکیه می خواهم ولی چیزی به جز آوار نیستشانه هایِ هم دلی در گو...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

تکیه می خواهم ولی چیزی به جز آوار نیستشانه هایِ هم دلی در گو...

تکیه می خواهم ولی چیزی به جز آوار نیستشانه هایِ هم دلی در گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط