از امشب آخرین حرف غزل را زود پیدا کن

از امشب آخرین حرف غزل را زود پیدا کن
بیا و دست های سرد من را زودتر ها کن
شبیه عابری در کوچه های ماه تنهایم
بیا و با زلال اشک های من مدارا کن
بهار قاصدک هایم تو را در باد میخوانم
دل فریادهایم را به روی سایه ها وا کن
من هر شب در خیالم واژه ها را شعر میخوانم
بیا و واژه های شعر هایم را تو زیبا کن
به روی بال ققنوس نگاهم آتشی برپاست
حضورت را برای چشم هایم خوب نجوا کن
تو می آیی و من آرامشت را بوسه می خواهم
نیاز عشق و احساس مرا امشب تو معنا کن
دیدگاه ها (۱)

مرا به کعبه چه حاجت! طواف می کنم "مادری" را که برای لمس دستا...

شبتون شیک

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

حامد بهداد

عاشقانه های شبنم

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت 14ته سوک به اتاق برگشت و با صحنه ای مواجه شد که خون در ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط