بزن باران بزن امشب... غمی اتش ب جانم زد

بزن باران بزن امشب... غمی اتش ب جانم زد
غمی سوزاند قلبم را.... تبر بر استخوانم زد


زمستان شد هوای دل... بهارم رخت گل را بست
پریشانی ب من رو کرد... جنون را بر روانم زد


گلویم بسته با بغضی... ک در سازم نهان گشته
سکوتی کُشته فریادم ....ک قفلی بر زبانم زد
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

اردبیل عسل سرشیرش معروف.هرفصل اردبیل زیباست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط