از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت در هزار رنگ ان باخته ام

از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت در هزار رنگ ان باخته ام نمی دانم

از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت سرد است و بی رنگ

از مادرپرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت یعنی هرکه در این خانه است

از پدر پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت یعنی تو

از خواهر پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت هنوز به ان نرسیدم

شبی از ماه پرسیدم عشق یعنی چه؟ شرمگین و خجل خود را در اغوش اسمان پنهان کرد

شبی دیگر از ماه پرسیدم عشق یعنی چه؟ ماه با چهره ای باز و خندان گفت یعنی مهتاب
دیدگاه ها (۲)

دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند. پدر رو به دخت...

خدایا ، با تمام وجود دلم برای تو می تپد .خدایا ، لحظه ائ...

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..ﺍﮔﻪ ﺑِﺸﮑﻨﻪ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼَﺴﺒﯽ نِمیشهﺩُﺭﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩ،مثلِ.. ﺩ...

به خاطر بسپار "- زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.- تنه...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

؛ مردم شیراز در محدوده خیابان‌های مینو و شهید دوران حماسه آف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط