باران من ، روزی باریدی بر تن خسته من ، قلب من شد عاشق تو!

باران من ، روزی باریدی بر تن خسته من ، قلب من شد عاشق تو!
همیشه چشم به راهت مینشستم
این شده بود کار هر روز من که حتی قبل از آمدنت
در زیر باران بی قراری خیس میشدم
عمق آرزوی من اینست:که دروجودت خانه ای داشته باشم…
حتی به مساحت یک یاد
دیدگاه ها (۳)

وای اگر چاپ شود قصه ی بوسیدن ما..وای اگر خواب شود حسرت بیدار...

معشوقه ام باش و ساکت شوبا من درباره شریعت عشق ، بحث نکنعشق م...

عشقم من برای با تو پیر شدن قسم خورده ام.ﭘـــﺲ ﺍﺕ ﻧﻤـــﯽ ...

سَرد ڪہ بشَم، دیگہ واسم مہم نیس ڪجایے چیڪار مے...

روزی که من تو را از دیروز کمتر دوست داشته باشم، آن روز آفتاب...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

بعضی داغ‌ها را نمی‌شود توضیح داد… فقط باید با آن‌ها زندگی کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط