به احساس تو رو ڪردن غلط بود

به احساس تو رو ڪردن غلط بود
دلت را ارزو ڪردن غلط بود

ندیدم در وجودت مهربانے
تو را هم جستجو ڪردن غلط بود

نبودے انچه قلب عاشقم خواست
ز عشقت گفتگو ڪردن غلط بود

میان این همه عاشق ،خودم را
چنین بے ابرو ڪردن غلط بود

اگر چه بر تو خو ڪردم ،ولیڪن
به یک دیوانه خو ڪردن غلط بود
دیدگاه ها (۵)

‍ گرچه پیرم باتو آنقدر جوانم که نگودر کنارت پای تا سر هیجانم...

غبار غمت از شیشه‌ء قلبم پاک شدنی نیست همانگونه آخرین نگاه اش...

‍ خسته‌ام ، خسته ازاین دل که چرا اینهمه بیتاب است و بیقراری ...

.آمدی با نغمه ی دل انگیز عشقبسان پیچکی بر افراشته از دیوارها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط