دگربار ای خیال فتنه انگیز،

دگربار ای خیال فتنه انگیز،
چو می بر مغز مستان بر دویدی،
......مرا در حلقه مستان کشیدی!
دیدگاه ها (۳)

از غم هجر یار، شده ام بیقرار، مُردَم از انتظار !

آنها که دل زدند به دریا یکی یکی،رفتند و سوختند دل ما یکی یکی...

لبِ تو میوۀ ممنوع، ولی لب هایم، هر چه از طعمِ لبِ سرخِ تو «...

من اَسفل، تو مُعَلّایی !

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط