امروز صبح بعد از نماز صبح پنجره را که باز کردم غافل گیر ش

امروز صبح بعد از نماز صبح پنجره را که باز کردم غافل گیر شدم

باز آمد...!!!

باران

همیشه زمستان ها چشم انتظار برف بودیم

ولی هیچ گاه فکر نمی کردم روزی باید چشم انتظار باران هم بود

پاییز فقط یک بار باریده بود و رفته بود

خوشحالم...!!!! خدا رو شکر بابت رحمتت

هوای شهرم لطیف شد و از خشکی و آلودگی کاسته شد
دیدگاه ها (۱)

نمی فهمم(دوست دارم ل.......)وقتی به نماز می ایستممن ، تو را ...

نمیخوام برم پی مواد و خلاف سنگینولی به خدا یه خط صافه نوار م...

یخ در بهشت.....یعنی این:-):-)

حرم لبریز زائرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شمالی...

موسیقی

چند پارتی جونگ کوک

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

KIM V

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت ۸۷ | «فاصله‌ای که درد داشت...»صبح روز بعد...هوای سئول ا...

ادامه پارت بعدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط