یڪ حرف هایے هست نمیشود فراموش ڪرد؛

یڪ حرف هایے هست نمیشود فراموش ڪرد؛
حتے وقتے توے تاڪسے از سرما بہ خودت میلرزے،
حتے وقتے رو بہ روے ڪسے ڪہ اسمش همسر است نشستے،
حتے وقتے ڪابوس میبینے و از خواب میپرے،
یڪ حرف هایے هست فراموش نمیشود؛
فراموش نمیشود چون توے حافظه ات ذخیره نشده،
توے قلبت ذخیره شده...
چون ڪسے آن حرف را زده ڪہ یڪ روزے همہ چیزت بوده...
یڪ حرفهایے هست امیدت بہ زندگی بوده،
دلیل ادامه دادن و علت تمام خنده هاے از تہ دل و اشڪ های شوقت بوده...
یڪ حرف هایے ڪہ حالا شده دلیل تڪ تڪ آه هاے از تہ دل و بغض هاے نیمہ شب و دلتنگے های مداومت...
دیدگاه ها (۱)

یڪ دوست داشتن‌هایے هستڪہ از دور استو در سڪوتڪہ دلت برایشاز د...

《وقتی رد پای #مهربانیت رادر قلبِ ڪسی باقی میگذاری،همیشه بیشت...

به در و دیوار خانه‌ام نگاه می‌ڪنمو به آدم‌های دور و بَرمو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط