به در و دیوار خانهام نگاه میڪنم
به در و دیوار خانهام نگاه میڪنم
و به آدمهای دور و بَرم
و به لوازم شخصیام
و به صورتم در آینه
و به این فڪر میڪنم
ڪه اگر هر ڪدامشان را
از دست بدهم
چقدر غمگین خواهم شد...!
بعد به گذشتهام نگاه میڪنم
به ڪودڪیام
و سعی میڪنم
چهرهی همبازیهایم را
به خاطر بیاورم
یا رڪاب دوچرخهام را
یا در و دیوارهای اتاقِ صورتیام را
یا قُلک و تختِ چوبیام را
یا عروسڪهایی ڪه
عجیب دل بسته بودم بهشان
یا دستهای همسایهی پیرمان
ڪه وقتی ڪلید نداشتم
برایم قلاب میگرفت
یا تصویر دندانهای شیری افتادهام
در آینه
من چقدر گذشتهام....!
من چقدر از هر آنچه ڪه
دوست میداشتم
زود گذشتهام
راحت گذشتهام
من چقدر پُر شدهام از نداشتهها
و چقدر پُر شدهام از
داشتههایی ڪه بِلاحتم
روزی مثل امروز
نداشتنشان
چندان دلم را
به درد نخواهد آورد...!
تمام دوستان نزدیڪم
و تمام جلسات مثلاً مهم ڪاری
و تمام اشیایی ڪه رویشان
میمِ مالڪیت گذاشتهام
و تمام آدمهایی ڪه
عجیب دلبستهام بهشان
روزی تاریخِ انقضای بودنشان
فرا میرسد
و روزی تاریخِ انقضای بودنم
برایشان فرا خواهد رسید...!
"آینهای ڪه از جلویش رد شدهای
هرگز تصویر تو را
به خاطر نخواهد سپرد...!"
من چقدر از همه چیز
راحت گذشتهام
چقدر راحت میگذرم
و چقدر راحت
"خودم" بخشی از گذشته میشوم
همین...!
و «عشق، شاید همان چیزیست
ڪه قرار است
روزی از آن هم بگذریم
مثل تمامِ پیراهنهایی ڪه
دوست داشتیم
و ڪوچڪ شدند،
یا تمامِ آینههایی ڪه
لبخندمان را فراموش ڪردند.
اما میان این همه "گذشتن"؛
تنها یڪ تمنا دارم :
اینڪه وقتی تاریخِ انقضای حضورم
در دنیایت فرا رسید،
#مهربانیام را
مثل یڪ #یادگاریِ عزیز
در ڪنجِ ذهنت نگه داری؛
حتی اگر
دیگر بخشی از حالِ تو نباشم....»
۱۴۰۵/۳/۵
❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎
#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگتریندلیلبراۍِدوستْداشتَنۍ
🍂🧡「 #عطر_خاطره 」
و به آدمهای دور و بَرم
و به لوازم شخصیام
و به صورتم در آینه
و به این فڪر میڪنم
ڪه اگر هر ڪدامشان را
از دست بدهم
چقدر غمگین خواهم شد...!
بعد به گذشتهام نگاه میڪنم
به ڪودڪیام
و سعی میڪنم
چهرهی همبازیهایم را
به خاطر بیاورم
یا رڪاب دوچرخهام را
یا در و دیوارهای اتاقِ صورتیام را
یا قُلک و تختِ چوبیام را
یا عروسڪهایی ڪه
عجیب دل بسته بودم بهشان
یا دستهای همسایهی پیرمان
ڪه وقتی ڪلید نداشتم
برایم قلاب میگرفت
یا تصویر دندانهای شیری افتادهام
در آینه
من چقدر گذشتهام....!
من چقدر از هر آنچه ڪه
دوست میداشتم
زود گذشتهام
راحت گذشتهام
من چقدر پُر شدهام از نداشتهها
و چقدر پُر شدهام از
داشتههایی ڪه بِلاحتم
روزی مثل امروز
نداشتنشان
چندان دلم را
به درد نخواهد آورد...!
تمام دوستان نزدیڪم
و تمام جلسات مثلاً مهم ڪاری
و تمام اشیایی ڪه رویشان
میمِ مالڪیت گذاشتهام
و تمام آدمهایی ڪه
عجیب دلبستهام بهشان
روزی تاریخِ انقضای بودنشان
فرا میرسد
و روزی تاریخِ انقضای بودنم
برایشان فرا خواهد رسید...!
"آینهای ڪه از جلویش رد شدهای
هرگز تصویر تو را
به خاطر نخواهد سپرد...!"
من چقدر از همه چیز
راحت گذشتهام
چقدر راحت میگذرم
و چقدر راحت
"خودم" بخشی از گذشته میشوم
همین...!
و «عشق، شاید همان چیزیست
ڪه قرار است
روزی از آن هم بگذریم
مثل تمامِ پیراهنهایی ڪه
دوست داشتیم
و ڪوچڪ شدند،
یا تمامِ آینههایی ڪه
لبخندمان را فراموش ڪردند.
اما میان این همه "گذشتن"؛
تنها یڪ تمنا دارم :
اینڪه وقتی تاریخِ انقضای حضورم
در دنیایت فرا رسید،
#مهربانیام را
مثل یڪ #یادگاریِ عزیز
در ڪنجِ ذهنت نگه داری؛
حتی اگر
دیگر بخشی از حالِ تو نباشم....»
۱۴۰۵/۳/۵
❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎
#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگتریندلیلبراۍِدوستْداشتَنۍ
🍂🧡「 #عطر_خاطره 」
- ۴.۸k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط