وقت خواب است وفقط خاطره ها بیدارند

وقت خواب است وفقط خاطره ها بیدارند
چون تگرگ از در و دیوار دلم میبارند

منم و وسوسه ی لمس ِخیالت امشب
تویی و منظره ی وصل محالت امشب

منم و ضربه ی کاریِ نگاهی مبهم
بس که کوبیده مرا باز شکستم درهم

چشم بستم که به آوای دلم گوش کنم
هرچه را جز تو به یک لحظه فراموش کنم

مثل خورشیدِ کبودم وسط پنجره ای...
مثل آن نقطه ی کور م وسط خاطره ای..

سفری بود که خودرا برسانم تا خود
راه رفتم که کمی راه بیایم باخود

منم و نیمه شب و دفترم و چایی داغ
همه جا مرده بجز عکس تو در کنج اتاق

بوی عطری متلاطم به شبم می تازد
رنگ مهتاب به افکار دلم می بازد...

خواستم اشک شوم تا که به دریا برسم
خواستم تا تو بیایم که به رویا برسم

با نگاهی که به دنیای دلم میریزی
جز تو و عشق تو انگار ندیدم چیزی
دیدگاه ها (۳)

پارت1

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

چندپارتی تهیونگ

شاهکاری به نام دروغ

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁸لب لوچشو آویزون کردیونا: بد شد پیشنهاد جون...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤎 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁶ | پارتـ ⁶📜 𝖕𝖔𝖛 ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙎𝙩𝙤𝙧𝙮 : (real end)تهیونگ کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط