هر شب

هر شب
با صدای بلند گریه ها
از خواب می پرم...
کاش شب ها
دست از سر چشمانم
بر می داشتی !
آنها باید
تمام روز را
به گریه های تو مشغول باشند...
دیدگاه ها (۳)

کبوتر منبرای جَلد شدنتچند دانه شعر بریزم!؟تو که هنوز بر بام ...

از تو فقطچشم هایت را دیده امهمین کافیست

چه حرف هاپشت لب هایم ماند وشعر نشد

لعنت به این باران واین خیابان....دست به دست هم داده اندتا تو...

ای کاش وقتی خوابم می برد دیگه تو خواب دست و پاهام نمی لرزيد😔...

او می‌بیندعادت نشود غیبت تو کاش برایمای آنکه بدون تو یتیم اس...

🌱 شعری از #اخوان_ثالث متخلص به م. امید با صدای آقا‌نمی‌دانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط