🌱 شعری از #اخوان_ثالث متخلص به م. امید با صدای آقا

🌱 شعری از #اخوان_ثالث متخلص به م. امید با صدای آقا

نمی‌دانی چه شب‌هایی سحر کردم
بی‌آنکه یکدم مهربان باشند با هم پلک‌های من
در خلوت خواب گوارایی
...
انگار در من گریه می‌کرد ابر
من خیس و خواب‌آلود
بغضم در گلو چتری که دارد می‌گشاید چنگ
انگار بر من گریه می‌کرد ابر
دیدگاه ها (۰)

یہ‌سلام‌بدیم‌بہ‌آقامون‌صاحب‌الزمان🌿"!روبہ‌قبلہ:السَّلامُ‌علی...

وماها امنیٺ‌وآسایشمون‌ࢪو مَدیون‌ڪسایی‌ھسٺیم ؛ك‌حٺی‌اسم‌بیشٺࢪ...

🌱شعری از #اخوان_ثالث با صدای آقا نمی‌دانی چه شب‌هایی سحر کرد...

#in_your_eyespart_10۰ویو کایلاچند ثانیه...کوک حتی نفس هم نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط