به هزار و یک دلیل

به هزار و یک دلیل
دوستت دارم ..
بی محابا ، بی لحظه ای تردید
بی ترس و دلهره ..
نمی خواهم گم شوم
میانِ سکوتِ تو و خاطره ها
که مرگ جز این نیست
من باشم و دستانی خالی
و قصه یِ عشقی ناتمام ..
می دانی که قلبِ دیوانه ی من
به تکرارِ نامِ تو می کوبد ..
بیا و باش و بمان
که دلم را جز تو دلبری نیست
ای یگانه ..
ای رویایِ محال ...


#باران_قیصری
دیدگاه ها (۲)

من چند غزل... پیر شوم تا که بفهمی...تصویر تو در قاب زمان جا ...

شب...با هجوم...بی مروتش...سخت تسخیرم کرده بود...خواستم زنده ...

از من می‌پرسیدند....تو که اهلِ سیگار نبودی ...چرا سیگار می ک...

باید کسی را ،پیدا کنم ...دوستم داشته باشد آنقدر که ...یکی از...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط