باز دلم یار می خواهد

باز دلم یار می خواهد
کمی همدم و غمخوار میخواهد
کم که نه خیلی تورا می خواهد
لحظه ای نیست تورا در نظر دور کنم
کاش باشی حال خود را با حال تو جور کنم
تو بخندی و من به خنده ی تو شاد باشم
من در بند تو اسیر و با تو آزاد باشم
تا تو بخندی بخندم هر دم
من با خنده ی تو عاری از هر دردم
گر به کمان ابرویت آید خمی
آتش افتد به جان من آدمی
من دگر عاشق و مدهوش توام
من همدم ودگر حلقه به گوش توام
دیدگاه ها (۲)

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

خنده ی ممنوعه.

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

چندپارتی تهیونگ

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

اعتیاد من بهت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط