یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم

قُل قُل قوری روی سماور و بساطی داشتیم

عطر آویشن، ردیف استکان های بلور

زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم
دیدگاه ها (۴)

ᥫ᭡𐚁عصر که آرام‌آرام از راه می‌رسد، عطر دل‌نشین چای در خانه م...

🍓✨ اگر عاشق طعم‌های شیرین و میوه‌ای هستید، وقت آن رسیده که ل...

«کی گفته خدا با عشق و حال تو دنیا مخالفه؟!» خیلی وقت‌ها تصور...

A friend of a loneliest time P1 با طلوع خورشید پسرک برای لحظ...

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگانپیش از سفر اربعین، برای خ...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

امشب این دعا را بخوانخدایا...امشب قلبم را روی دستان مهربانت ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط