گر غم دهد فرصت جولان 

گر غم دهد فرصت جولان 
کوچ خواهم کرد ز شهر مردگان
حیفِ از آن شوق زبان زد
که دگر زبان بسته ز دوران ..
دیدگاه ها (۰)

درد در کنجِ وجودم به اسارت رفته        من چو غمبارترین خاکِ ...

‌ - روح او آبی بود . . « ...

عزیزِ من! فریب واژگان خوش آب و رنگ آنان را نخور؛تاریکی و روش...

بخدا اصلا نمیخواستم بزارم دستم خورد (جاست مای فرندددد)🌚مارشم...

‏‏⠀ ز ذره ‌ذرهٴ تصــــویــرها من آگاهــــــــــــم ⠀ ‏⠀ من آ...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط