باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی

باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی
تا در دل تاریک شبم نور بپاشی

باید که تو باشی و بمانی به کنارم
چشمان تو مانند گل و ترمه و کاشی

باید که تو باشی که من آرام بگیرم
اینجا چه غریبم تو اگر یار نباشی

باید که تو باشی و تمام غزلم را
تا قاب بگیری بگذاری لب کاشی

باید که تو باشی تو ای عشق همیشه
در خانه ی تنگ دل من بلکه تو جا شی

تا مرغ دلم بر لب بام تو نشیند
باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی..
دیدگاه ها (۳)

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر استشعر هم بی تو به بغضی ابدی ...

عاشقش بودم ولی هرگــز مــرا یاری نکرددر نبـــرد بــا رقیب از...

تمام قلب کوچکم نثار لحظه‌های توتمام عشق پاک من فدای یک نگاه ...

خب..

عشق!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط