پارت چهارم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🧊
پارت چهارم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🧊
رفتم اتاق سریم مثل همیشه با اون لبخند برندهش گفت اژدهای رِک این حوالی دیده شده!🐉🐚
رک…شکارچی افسانهای ،کسی که اگه بوی ردِ کسی رو بگیره، تا مرگش ول نمیکنه و حالا… دنباله فییردوات بود ،همون لحظه، مثل برق یاد چهرهی اون مرد افتادم ،اون نگاه ،اون سکوت و اون رهایی عجیب اگه اون… رک بوده باشه چی؟اگه از همون شب اول همهچیو فهمیده بوده…پس چرا گذاشت زنده بمونم؟و مهمتر از اون اگه یه شکارچی افسانهای، بهجای اینکه دنبالت بیفته، فقط نگاهت کنه…🐾🍀
یعنی قراره برات نجات باشه؟ یا نفرین؟ ✨
#کتاب #کتابخوان
رفتم اتاق سریم مثل همیشه با اون لبخند برندهش گفت اژدهای رِک این حوالی دیده شده!🐉🐚
رک…شکارچی افسانهای ،کسی که اگه بوی ردِ کسی رو بگیره، تا مرگش ول نمیکنه و حالا… دنباله فییردوات بود ،همون لحظه، مثل برق یاد چهرهی اون مرد افتادم ،اون نگاه ،اون سکوت و اون رهایی عجیب اگه اون… رک بوده باشه چی؟اگه از همون شب اول همهچیو فهمیده بوده…پس چرا گذاشت زنده بمونم؟و مهمتر از اون اگه یه شکارچی افسانهای، بهجای اینکه دنبالت بیفته، فقط نگاهت کنه…🐾🍀
یعنی قراره برات نجات باشه؟ یا نفرین؟ ✨
#کتاب #کتابخوان
- ۷۶۳
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط